افسانه های زنجیره تامین

اینکه کسب و کار خود را داشته باشین یا در زنجیره تأمین یک شرکت به فعالیت مشغول باشید، ممکن است در معرض  تصوراتی غلط در مورد زنجیره تامین قرار بگیرید که ما به آنها لقب اسطوره ها یا افسانه های زنجیره تامین را می دهیم!

بنابراین در زنجیره تامین نیز مانند خیلی از صنایع ممکن است، باورهای غلطی در مورد آن شکل بگیرد که ما در اینجا به پنج مورد از بارزترین آنها خواهیم پرداخت :

افسانه شماره 1: مدیریت و کار در زنجیره تأمین کسل کننده است!

به هیچ وجه اینگونه نیست ! اگر از کارشناسان زنجیره تامین سوال کنید ، یا از کسانی بپرسید که نسل بعدی متخصصان زنجیره تامین را آموزش می دهند، هرگز چنین چیزی را نخواهید شنید، چنین چیزی ممکن است از زبان آدم های بی انگیزه یا بی اطلاعی بیرون آید که چیز زیادی از زنجیره تامین نمی دانند.

نیک لیتل ، مدیر آموزش مرکز تحقیقات دانشگاه ایالتی میشیگان درباره چنین اضحار نظرهایی می گوید: “دلیل اصلی این است که این عده اصلا درک صحیحی از زنجیره تأمین ندارند.”

یک مثال دیگر اینکه ، وقتی دانش آموزان دبیرستان یا دانشگاه به فکر تعیین رشته می افتند ، احتمالاً اطرافیان زنجیره تأمین را با مشاغلی که در خدمت زنجیره تامین اند، اشتباه می گیرند( مثل راننده کامیون، انباردار و … ) . مثلا اگر جانی به خانه برود و به خانواده خود بگویید که می خواهد وارد رشته کارشناسی لجستیک یا زنجیره تأمین شود ، آنها ممکن است پاسخ دهند ، “واقعا می خوای در آینده راننده کامیون بشی؟!”

نکته دیگر اینکه بسیاری از مردم ، درک صحیحی از مدیریت زنجیره تامین و گستردگی آن ندارند. در واقع مدیریت زنجیره تامین، از حوزه های طراحی و تولید محصول گرفته تا حوزه برنامه ریزی تولید و توزیع ، لجستیک ، همکاری با بازاریابان و فروش تا حوزه خدمات به مشتری ، نقش آفرینی داشته و به عنوان ارتباط دهنده ، هماهنگ کننده و همسو کننده تمامی واحدهای درگیر در بخشی به نام زنجیره تامین و خصوصا اینکه بروی فعالیت های برنامه ریزی متمرکز است .

نیک لیتل ، مدیر آموزش مرکز تحقیقات دانشگاه ایالتی میشیگان در جایی دیگر می گوید : “زنجیره تأمین استراتژیک است و به همین دلیل با الگوی تجارت و کسب و کار شما در هم تنیده است . زنجیره تأمین توسط هر بخش از تجارت لمس می شود و هر بخش از تجارت توسط زنجیره تأمین لمس می شود.
او می گوید: “نکته خوب در مورد مدیریت زنجیره تأمین این است که شما دو روز مشابه را تجربه نخواهید کرد زیرا مدیریت زنجیره تامین چالش های جدید و دوست داشتنی را برای شما به ارمغان می آورد” .

افسانه شماره 2: اشتغال در زنجیره تأمین نیازمند مدرک مهندسی است!

لامار جانسون ، یک دانشجوی لیسانس مدیریت مالی، هرگز خواب آن را نمی دید که 15 سال از دوران حرفه گریش را در مدیریت زنجیره تأمین و آن هم تنها در یک شرکت سپری کند.

او می گوید: “من در سال 2004 از Procter & Gamble بازنشسته شدم اما وقتی به زنجیره تامین آمدم هنوز مدرک لیسانس مالی و 18 سال سابقه کار فروش را با خود به همراه داشتم .  و در پایان دوران حرفه گری خودم ، تمام بخش های برون مرزی زنجیره تأمین محصولات پروکتر و گمبل آمریکای شمالی را مدیریت می کردم.

جانسون می گوید: آنچه من با خود به مدیریت زنجیره تامین آوردم اول از همه شناختی که در طی سوابق کاری قبلی ام از مشتریان بدست آورده بودم و سپس مهارت های تحلیلی ، مهارت های نرم ، مهارت های رهبری و مهارت های تعامل و همکاری من بودند . اینها همه مهارت های است که شما می بایست با مهارت های فنی خود در زنجیره تامین گره بزنید تا بتوانید به نحو شایسته ای از پس کار در مدیریت زنجیره تامین برآیید .

جانسون اکنون مدیر ارشد مرکز مدیریت زنجیره تأمین دانشگاه تگزاس در دانشکده تجارت مک کومب است و همه مشغله او صرف آموزش مدیران آینده زنجیره تامین در تقویت مهارت های تجاری و ارتباطی آنها می کذرد!

جانسون توضیح می دهد: رهبری زنجیره تأمین در طول تاریخ با مهندسان انجین بوده است بنابراین جذب دانشجویانی با پیش زمینه مهندسی نوعی ارزش تلقی می شود اما هرگز منعی در ورد دانشجویان غیر مهندسی نخواهد بود .

جانسون خاطرنشان می کند ، تخصص مهندسی همیشه یک بخش اساسی در معادله زنجیره تأمین خواهند ماند اما “ما در آینده به انواع مختلفی از رهبران نیاز داریم ، ما به رهبرانی که مهارت های شغلی ، مهارت های تحلیلی و مهارتهای نرم را به خوبی فرا گرفته اند ، احتیاج خواهیم داشت.

افسانه شماره 3 : زنجیره های تأمینی که به جای انسان به اتوماسیون متکی هستند همیشه بهتراند!

جک بوفینگتون ، مسئول انبارداری و تحقق شرکت تولید آب میوه های مستقر در کلرادو MillerCoors می گوید: “این یک باور غلط است”. حداقل فعلاً!
بوفینگتون ، علاوه بر اینکه استاد مدیریت زنجیره تأمین کالج دانشکده بازرگانی دانیلز ، دانشگاه دنور را به عهده دارد ، اظهار می کند که سرمایه گذاران تمایل چندانی در سرمایه گذاری های هنگفت اتوماسیون فرآیندهای زنجیره تامین ندارند.
وی می افزاید: اتوماسیون برای انجام سریع کارها خوب است ، اما لزوما ممکن است برای انعطاف پذیری مناسب نباشد. “زمانی که پیچیدگی به سراغ کسب و کار شما می آیند ، خیلی از شرکت ها متوجه می شوند اتوماسیون و سیتم های جاری پاسخگوی چنین پیچیدگی تحمیل شده به سیتم را نخواهد داشت و به ناچار اتوماسیون را از فرآیندها خارج و یا بخشی را به صورت فعالیت های دستی در می آورند ، زیرا ، به عنوان یک سیستم کلی ، به همان اندازه ناکارآمد است .
بوفینگتون معتقد است که چنین اختلالاتی اکثرا در انبارداری و توزیع پیش خواهد آمد و در صورت عدم عیب یابی یا انعطاف پذیری در عملیات ، یک انبار کاملاً خودکار ممکن است با مشکلاتی روبرو شوند.

بوفینگتون می گوید: تسهیلات خودکار بسیار کارآمد است. ربات ها پالت های محصول را حرکت می دهند و هرگز استراحت نمی کنند ، آنها همان مسیرها را طی می کنند اما وقتی سفارشات خیلی پیچیده می شوند ، آنها با مشکل روبرو می شوند.
وی خاطرنشان می کند ، “در واقع ، هر زمان که بخواهید برنامه ای را تغییر دهید باید سیستم کنترل را دوباره طراحی کنید!

پیچیدگی مطمئناً می تواند انسان را گیج کند ، اما برخلاف روبات ها ، انسانها می توانند راه خود را از طریق خلاقیت پیدا کرده و معجزه کنند. کاری که هرگز ربات ها از پسش بر نخواهند آماد.

افسانه شماره 4 : در مدیریت زنجیره تأمین ، داده ها – نه افراد – حاکم هستند!

داده ها یک تصویر را نقاشی می کنند ، اما روایت داستان را بیان نمی کنند خیلی وقتها به اندازه کافی تصویر دارید اما در انتها  شما به داستان نیاز خواهید داشت و این درست جایی است که باید انسان وارد شود.

اگر نمی دانید دنبال چه چیزی هستید ، داده ها می توانند گمراه کننده باشند . اگر به بخشی از اطلاعات به شیوه ای اشتباه نگاه کنید ، ممکن است تحلیل درستی از کار بدست نیاورید”
در حرفه زنجیره تامین همیشه می خواهید اطلاعات بیشتری کسب کنید اما مهمتر اینکه باید بدانید با تمام آن داده ها چه باید بکنید و درک آنچه در پشت صحنه اتفاق افتاده ، با شماست.

شما به هر میزان که داده داشته باشید و به سیستم های تحلیلی تحویل دهید، تنها تصاویری از یک داستان بی سر و ته خواهید داشت و این انسان است که می تواند تصاویر را به هم مرتبط و روای داستان شما باشد. به عبارت دیگر سیستم ها تصمیم ساز و انسانها تصمیم گیر هستند .

افسانه شماره 5 : کاهش هزینه اولین هدف هر زنجیره تأمین است!

جک بوفینگتون از MillerCoors به ​​عنوان یک حرفه ای در زنجیره تامین در بخش نظارت انبارداری و توزیع ، می داند که کنترل هزینه ها مهم و نیاز به پایش مداوم دارد ولی معتقد است: “هدف این نیست که هزینه ها را کاهش دهیم ، بلکه هدف کاهش ضایعات و بهبود کارآیی است.”

در حقیقت ، جاهایی در زنجیره تأمین افزایش هزینه ها معقول خواهند بود. صرف هزینه برای بهبود بهره وری که این هزینه از افزایش فروش و یا سود کسب شده ، جبران خواهد شد.

بوفینگتون درباره وسواس کاهش هزینه می گوید: ” تمرکز بی اندازه بروی کاهش هزینه ها یک استراتژی خطرناک است و گاهی می تواند همه چیز را به آتش بکشد .  خیلی از اوقات افراد در زنجیره تأمین سعی در کاهش هزینه ها می کنند و در نهایت هزینه ها را افزایش یا باعث کاهش فروش و سود آوری شرکت خواهند شد.

وی می افزاید:  افزایش منطقی هزینه ها خواهند توانست به حل یک مشکل کمک کنند. اگر هزینه های خود را افزایش دهید ، می توانید مشکلات را کاهش و فرصت ها ی جدیدی در فروش بیشتر یا سود بالاتر، خلق کنید.

بوفینگتون می گوید: “بهترین افراد زنجیره تأمین در جهان بر کاهش ضایعات ، بهبود کارایی و افزایش فروش تمرکز می کنند.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *