رفتن به نوار ابزار

برنامه های ارتقای صادرات و موانع صادراتی

ما در این بخش به تعاریف و مفاهیم مربوط به برنامه های ارتقای صادرات و موانع صادراتی خواهیم پرداخت . 

ارتقای صادرات

هدف از ارتقاء و ترویج صادرات در واقع بهبود اوضاع اقتصادی یک کشور و به تبع آن بهبود استانداردهای زندگی مردم آن کشور می باشد . ارتقاء صادرات معرف گرایش به آزادی در تجارت بین الملل است. این سیاست نشان می دهد یک ملت تا چه حدود متوجه بازارهای خارجی و تابع نیازهای آن است. سیاست ارتقاء صادرات باعث تقویت تجارت خارجی «آزاد» می شود، تجارت خارجی آزاد نیز باعث هدایت تولید و تحصیص منابع در جهتی می شود که بنا به نظر کلاسیک ها کشور در آن جهت نسبت به خارج دارای مزیت نسبی است . 

نقش و اهمیت ارتقاء صادرات در فرآیند توسعه اقتصادی امری کاملا پذیرفته شده است. ارتقاء صادرات تأمین کننده منابع ارزی برای توسعه اقتصادی است و می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری ساختارهای اقتصادی، تخصیص بهینه منابع، استفاده از صرفه های ناشی از مقیاس تولید، دستیابی به تخصص بین المللی و … داشته باشد .

راه های ارتقاء صادرات

ارتقاء صادرات را می توان از طریق افزایش حجم صادرات، تنوع در محصولات صادراتی و یا بازارهای هدف صادراتی انجام داد. نکته ای که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که دستیابی به این اهداف، خود نیازمند بسیج منابع مورد نیاز، ارتقای سطح شیوه مدیریت و فناوری محصولات و غیره در محیط کسب و کار ملی است . مدیریت روابط اقتصادی و تجاری هر کشور برای دستیابی به توسعه صادرات می بایست اقداماتی را به انجام رساند که به انجام نرسیدن این اقدامات باعث کند تر شدن جریان توسعه و یا حتی در مواردی موجب عدم دستیابی به نتایج مورد انتظار از این سیاست ها خواهد شد . از جمله این اقدامات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 – تشخیص و شناسایی پتانسیل های صادراتی و نیازهای وارداتی مناسب با برنامه های توسعه

– تشخیص و اندازه گیری مزیت های نسبی بالفعل و برنامه ریزی در جهت حفظ و توسعه این مزیت

– اولویت بندی صنایع و فعالیت های اقتصادی صادرات گرا به منظور تخصیص بهینه منابع کمیاب

 – شناسایی و تعیین شرکای تجاری بر اساس نیازهای وارداتی و بازارهای صادراتی

 – شناسایی بازار هدف صادراتی و مناسب ترین مبادی وارداتی بر اساس مراحل فوق و بر پایه مزیت های نسبی کشور

هر کدام از این اقدامات طبق تجارب ملل توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه موفق یا تازه صنعتی شده نقش حیاتی در موفقیت استراتژی های تجاری، به ویژه استراتژی ارتقاء صادرات داشته و نیازمند مطالعات کاربردی مناسب است.

 برنامه های ارتقاء صادرات

مهمترین ابزار ارتقاء صادرات کاهش نرخ برابری پول داخلی است که این امر مستلزم آزادسازی تجارت خارجی می باشد که بیشتر در دست دولت ها و خارج از کنترل بازرگانان است اما در واقع اکثر برنامه های ارتقاء صادرات به طور اساسی برای این منظور طراحی شده اند که دانش صادراتی اولیه (که متضمن مزایای صادرات، اطلاعات بازار صادراتی و غیره از طریق اعزام هیئت های تجاری، برپایی نمایشگاه های تجاری و غیره می باشد) و دانش تجربی و امکانات فیزیکی مورد نیاز برای صادرات را برای صادرکنندگان بالقوه و بالفعل فراهم کند ، و این بخش از برنامه ارتقاء در دست صادر کنندگان است و این همان توانمند سازی صادر کنندگان است . برای دستیابی به تحولات توسعه ای پایدار در صادرات کالایی ایران بایستی دست کم برنامه جامع توسعه صادرات تعریف و به اجرا در آید.

آنچه که تحت عنوان بسته سیاستی توسعه صادرات در کشورهای مختلف با اولویت های متفاوت جهت تشویق و توسعه صادرات استفاده می شود، مشتمل بر سیاست های تجاری، مالیاتی، گمرکی، ارزی، اعتباری، بیمه، ایجاد مناطق آزاد، جلب و جذب سرمایه گذاری خارجی، منطقه گرایی و سایر سیاست های پشتیبانی کننده تجارت است . این بسته سیاستی در کشورهای مختلف با اولویت های متفاوت جهت تشویق و توسعه صادرات استفاده می شود، در پی پیاده نمودن زمینه های لازم برای توسعه صادرات شامل :

 الف – ایجاد انگیزه برای صادرات؛

 ب – کاهش هزینه تولید صنعتی برای صادرات

 ج – ارتقای قابلیت رقابت بین المللی

د- ایجاد محیط امن برای فعالیت های صادراتی بوده است.

اهداف برنامه توسعه صادرات

 بسیاری از شرکت ها به خاطر فقدان تجربه، منابع محدود یا سایر مشکلات نمی توانند یا نمی خواهند صادرات را به طور وسیع دنبال کنند. برنامه های توسعه صادرات توسط دولت، تشکل های تجاری و دیگر سازمان ها ارائه می شوند تا به شرکت ها برای غلبه بر این محدودیت ها کمک نمایند و نقش کلیدی در تشویق فعالیت های تجاری بین الملل ایفا کنند . هدف از برنامه های توسعه صادرات ، افزایش عملکرد صادراتی از طریق ارتقاء توانمندی ها، منابع، راهبردها و رقابت پذیری کلی بنگاه ها دانسته اند که در مقابل در ارتقاء عملکرد صادراتی انعکاس می یابند .هدف عمده دیگر برنامه توسعه صادرات می تواند افزایش درآمد خارجی یک کشور برای ارتقاء موازنه تجاری آن باشد که این به معنی ارتباط بیشتر بنگاها با بازارهای بین المللی و منتفع شدن آنها در ابعاد مادی و غیر مادی خواهد بود .

تجربه نشان می دهد که برنامه های دولت برای ایجاد آگاهی از فرصت ها و برنامه ریزی و افزایش توانمندی سازمان در جهت صادرات اقداماتی انجام می دهد که می تواند در جهت بهبود عملکرد صادراتی بنگاه ها مفید واقع شود ( هر چند به دلیل شرایط خاص اقتصادی بارها سیاست های ضد صادراتی نیز دیده می شود) ولی این فعالیت ها فرصت هایی را برای بهبود تجارت بنگاهها ایجاد خواهد کرد که بنگاهها می بایست حداکثر استفاده را از فرصت های ایجاد شده ببرند همچنین یکپارچه سازی اطلاعات بازارهای هدف، اعتبارات و وام های صادراتی، کاهش قیمت تمام شده محصولات، اعطای یارانه ها و … از مواردی است که مستقیما توسط برنامه های توسعه صادرات ارائه می شود و تاثیر مستقیمی بر عملکرد صادراتی بنگاه می گذارد.

به عبارتی، منظور از این برنامه ها ایجاد آگاهی از فرصت ها و برنامه ریزی و افزایش توانمندی سازمان در جهت صادرات است که فرصت هایی را برای تقسیم هزینه ها فراهم می کند.

 دسته بندی های برنامه ارتقاء صادرات

برنامه های ارتقاء صادرات را به چهار دسته کلی تقسیم می نمایند: ۱- اطلاعات و مشاوره های صادراتی ۲- حمایت های بازاریابی و ارائه اطلاعات بازار، جلب مشتریان و تسهیل ارائه کالاها و خدمات ۳- تامین اعتبارات صادراتی و ضمانت های مرتبط با صادرات و بیمه و یارانه های صادراتی .4ارائه آموزش های مرتبط با صادرات مانند قوانین و مقررات، رویه های صادرات، بازاریابی بین المللی

در یک تقسیم بندی دیگر می توان برنامه های توسعه صادرات را به دو گروه تقسیم نمود :

 ۱- برنامه های خدمات صادراتی مانند سمینارها، مشاوره های صادراتی، کتابچه­های راهنمای صادرات تامین اعتبارات صادراتی

 ۲- فعالیت های مرتبط با توسعه بازار مانند حمایت از نمایشگاه های خارجی، ارائه تحلیل از بازارهای هدف و. … .

 در آخرین تقسیم بندی نیز برنامه های توسعه صادرات را به دو دسته :

 الف) برنامه های مرتبط با توسعه بازار

ب) برنامه های مرتبط با ضمانت ها و تامین اعتبارات تقسیم بندی خواهند شد . 

 موانع صادرات

منظور از موانع صادرات، موانع داخلی از قبیل: موانع عملکردی و موانع اطلاعاتی و موانع خارجی از قبیل: موانع محیطی و موانع رویه ای می­باشد. موانع داخلی به عنوان مشکلات داخلی درون شرکت با درنظرگرفتن منابع سازمانی محدود و عدم داشتن زیرساخت­های قوی جهت حضور در عرصه بین المللی تعریف می­شود . جهت سنجش موانع داخلی سهولت فرهنگ و زبان کشور مقصد، برقراری ارتباط با مشتریان خارج از کشور، دانش کافی در مورد بازارهای خارج از کشور، کمبود پرسنل در زمینه فعالیت های صادراتی، عدم دسترسی به توزیع کنندگان خارجی مورد اعتماد، ظرفیت کافی برای امر صادرات،   سرمایه کافی در زمینه صادرات، عدم توانایی بر آورده کردن نیازهای صادراتی  می­باشد .

موانع خارجی صادرات به مسائل مربوط به محیط خارجی شرکت­ها اشاره دارد ، مهمترین این عوامل ، محدودیت تعرفه های خارجی، نوسانات نرخ ارز شدید، رقابت قوی در خارج از کشور، بی ثباتی سیاسی در بازارهای خارجی، پیچیدگی رویه ها و اسناد صادراتی در کشور مقصد، هزینه حمل و نقل محصولات به کشورهای مقصد و… می­باشد.

از سایر موانع صادراتی می توان به :

  •  عدم اعتقاد و باور ملی نسبت به صادرات
  •  اتکا به درآمدهای نفتی و زحمت نکشیدن مردم
  • عدم التزام مجموعه دولت به مقررات
  • نیروی انسانی غیر متخصص در زمینه بازاریابی
  • عدم ارتباط نزدیک و سازنده با دیگر کشورهای جهان و بازار پر مصرف داخلی
  • پائین بودن کیفیت کالاهای داخلی
  • ثابت بودن نرخ ارز

نام برد . 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *